فتح‌‏الله بي نياز: آثار "دلددا" تلفيقي از رئاليسم و سورئاليسم است

 

مريم آموسا
  

فتح‌‏الله بي نياز: آثار "دلددا" تلفيقي از رئاليسم و سورئاليسم است

در يكي ديگر از نشست‌‏هاي تخصصي انتشارات ققنوس , آثار "گراتزيا دلددا" و "آلپادس پدس" با حضور مترجم آثار، "بهمن فرزانه" , "فتح الله بي نياز" , "بلقيس سليماني" و "لادن نيكنام" نقد و بررسي شد. خبرگزاري ايلنا

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر ايلنا, در ابتداي اين نشست، "زهره حسين زادگان"، مدير انتشارات آفرينندگان با اشاره به عدم وجود ويترين مناسب براي عرضه كتاب گفت‌‏: به دليل عدم و جود ويترين مناسب , بسياري از كتاب ها اين امكان و فرصت برايشان ميسر نمي شود كه به مخاطبان معرفي شوند و ناشناخته مي‌‏مانند .
وي تصريح كرد : برپايي جلسات ادبي مي توانند زمينه معرفي و شناساندن بسياري از كتاب‌‏ها را فراهم كنند و اگر نقدها و سخن‌‏ها درباره كتاب‌‏ها مقرضانه نباشد‌‏, مي تواند فضاي مناسبي را براي اهالي كتاب , نويسنده‌‏, مترجم , ناشر و مخاطب به وجود بياورد .
بهمن فرزانه‌‏: عذاب وجدان بهترين رمان پدس است
"بهمن فرزانه"، مترجم آثار "گراتزيا دلددا" و "آ‌‏لپادس پدس" گفت‌‏: "آلپادس پدس" از پدري كوبايي و مادري ايتاليايي در سال 1911 در شهر رم متولد شد و از همان كودكي عاشق سرودن شعر بود. او در سال 1926 زماني كه خيلي جوان بود با كنت مشهور ايتاليايي ازدواج كرد و صاحب پسري به نام "فرانك" شد .
وي تصريح كرد : او در سال 1936 اولين مجموعه شعر و در سال 1937 دو رمان مي‌‏نويسد. اين دو كتاب اوليه او هيچ گاه تجديد چاپ و به زبان ديگري منتشر نمي‌‏شوند .
مترجم رمان "صد سال تنهايي" با اشاره به اين مطلب كه دو سال پيش با پسر "آلپادس پدس" از نزديك آشنا شدم و امتياز ترجمه دو كتاب منتشر نشده او را از او گرفتم، افزود‌‏: اين دو كتاب را در يك كتاب به نام "يك دسته گل بنفشه" ترجمه و توسط انتشارات ققنوس منتشر شد .
فرزانه ادامه داد : "پدس" در سال 1943 ،كتاب "هيچ يك از آنها باز نمي‌‏گردند" را مي‌‏نويسد كه از سوي فاشيسم سانسور مي‌‏شود، البته فيلمي هم بر اساس آن ساخته مي‌‏شود. او در سال 1953 كتاب " دفترچه ممنوع "، در سال 1961 "عذاب وجدان، سال 1949 "از طرف او و عروسك فرنگي" و پيش از آن مجموعه "تازه عروس" را مي‌‏نويسد .
وي با اشاره به داستان كوتاه "تازه عروس" گفت‌‏: شخصيت اين داستان در رمان "عروسك فرنگي" گسترش پيدا كرده است. "پدس" در ميان آثارش بيش از هر چيزي رمان‌‏" عذاب وجدان " را دوست دارد‌‏, البته خود من نيز در ميان آثار او اين كتاب را بيشتر دوست دارم .
وي افزود : "پدس" در سال 1968 مجموعه شعر "نغمه دختران ماه مه" را منتشر كرد كه ناياب شد , البته من اجازه ترجمه اين شعرها را از او گرفتم ،ولي وقتي اين مجموعه را خواندم ديدم بهتر است كه آن را ترجمه نكنم. آخرين كتاب او "در ظلمت شب" در سال 1973 منتشر شد كه كتاب بسيار بدي بود , در نهايت "پدس" در 1997 در پاريس درگذشت.
بهمن فرزانه : نوبل اهالي ساردن را با دلددا آشتي داد
فرزانه در ادامه درباره "گراتزيلا دلددا" گفت‌‏: "دلددا" در سال 1871 در ساردن متولد شد و تا سال هاي 1950 آب هاي جزيره ساردن به مردابي پر از پشه مالاريا تبديل شده بود و در نتيجه هر كسي را كه مي خواستند از شرش راحت شوند به اين جزيره تبعيد مي‌‏كردند تا اينكه "كريم ‌‏آقاخان محلاتي" آب اين مرداب را خشك كرد و به همكاري بهترين مهندسان در اين قسمت ساردن شهر بسيار زيباي را ساخت ،اما هنوز قسمت پايين ساردن همچنان بكر و وحشي مانده است .
وي افزود‌‏: "گراتزيلا" تا سوم ابتدايي در مدرسه درس خواند و پس از آن خودش ادامه تحصيل داد. او در سن 13 سالگي يك مجموعه داستان منتشر كرد، البته به خاطر ترسي كه از پدر و مادرش داشت اين كتاب را با نام مستعار چاپ كرد و اين كارش چندين بار ديگر تكرار شد تا اينكه " راه خطا " را با نام خودش منتشر كرد و با همين كتاب بود كه مشهور شد و پس از آن پشت سر هم رمان نوشت .
فرزانه ادامه داد: اهالي ساردن به خاطر آثار "دلددا" با او اصلا خوب نبودند و معتقد بودند كه داستان‌‏هايي كه او مي‌‏نويسد امكان ندارد كه در ساردن اتفاق افتاده باشد تا اينكه او در سال 1926 جايزه نوبل را برد، در آن زمان بود كه اهالي ساردن با او آشتي كردند، در آن زمان "دلددا" با يك وكيل دادگستري رومي ازدواج كرد و به روم رفت .
مترجم "دفترچه ممنوع" گفت: "دلدا" خود در خاطراتش مي گويد گاهي يواشكي به پرونده‌‏هاي جنايي همسرم سر مي زدم و از آنها ايده مي‌‏گرفتم، در واقع او به راستي رفتار و زندگي مردم شهرش را در آثارش بازگو كرده است و تمام چيزهايي كه او نوشته حقيقت بوده است .
فرزانه يادآور شد : "دلددا" نويسنده بسيار جدي او بود، او هيچ وقت لبخند نمي‌‏زد ,‌‏او صاحب دو پسر شد كه پس از اينكه در سال 1936 در گذشت پسرهايش نيز مردند و از او تنها يك نوه به جا مانده است . او گاهي با دوستانش به تماشاي غروب مي رفت وقتي خورشيد غروب مي‌‏كرد دوستانش مي گفتند برويم، اما او گفت‌‏ نه كار من همين است .
مترجم رمان "صد سال تنهايي" با اشاره به آخرين كتاب "دلددا" گفت‌‏: شخصيت اين داستان دختري است كه بيماري سرطان دارد و داستان بسيار غم‌‏انگيزي است و اين در حالي است كه "دلدا" خود نيز از بيماري رنج مي‌‏برد و نمي ‌‏دانست.
وي اظهارداشت‌‏: از روي آثار "دلدا" فيلم‌‏هاي بسياري ساخته شده است و در بيشتر داستان‌‏هاي او افراد تقاس كارهايي كه انجام مي‌‏دهند را مي‌‏بينند.
محمد حسيني: "آلپادس پدس" روي لبه تيغ حركت مي‌‏كند
در ادامه "محمد حسيني" گفت‌‏: كتاب‌‏هايي كه منتشر مي‌‏شوند در دو دسته قرار مي‌‏گيرند؛ كتاب‌‏هايي كه خوانده مي‌‏شوند و كتاب‌‏هايي كه خوانده نمي شوند. كتاب‌‏هاي "پدس" و "دلددا" از جمله كتاب‌‏هايي است كه بيشتر خوانده مي‌‏شوند. در طبقه‌‏بندي‌‏ها، آثار "پدس" بيشتر در ليست عامه پسند قرار مي‌‏گيرند، اما من اعتقادي به اين طبقه‌‏بندي‌‏ها ندارم‌‏, نويسنده اين آثار روي لبه تيغ حركت مي‌‏كند، آنجا كه حس مي‌‏كند موضوع را عميق و گسترش مي‌‏دهد .
فتح‌‏الله بي نياز: آثار "دلددا" تلفيقي از رئاليسم و سورئاليسم است
در ادامه ،"فتح‌‏الله بي نياز" گفت‌‏: "گراتزيلا دلدا" از جمله نويسندگاني است كه آثارش تلفيقي از رئاليسم و سورئاليسم است. نويسندگاني چون " سلما لاگراف " و "گابريل ميسترال" هيچ يك به اندازه او مخاطب ندارند, البته بسياري معتقدند كه پس از "تولستوي"، "آلبرتو موريا" , بهترين نويسنده‌‏اي است كه توانسته زن را تصوير كند. البته پيش از وي نويسندگان ديگري نيز به زنان پرداخته‌‏اند، اما كارهاي آنها بيشتر در شمار آثار مدرنيستي قرار مي‌‏گيرد .
وي با بيان اين مطلب كه "دلددا" پله به پله شخصيت‌‏هايش را مي پروراند، اظهارداشت‌‏: در آثار "دلدا" موضوع مادر‌‏, عشق و سرانجام ندامت به وضوح به چشم مي خورد. در كتاب "راز مرد گوشه گير" با درون كاويي شخصيت مردي روبرو هستيم كه در جايي بسيار رويايي زندگي مي كند و از زن ها فرار مي كند و با زنان ها فقط براي لحظات كوتاه ارتباط برقرار مي‌‏كند. او عاشق زني است كه مردش در بستر بيماري است .
اين منتقد با بيان اين مطلب كه داستان‌‏هاي "دلدا" در برخي از موارد راز آميز مي شود، گفت:‌‏ در بيشتر داستان شخصيت‌‏ها در پي مهر طلبي مادر هستند و گاه علاقه به مادر به جنون مي رسد. البته در زمان او عقده اوديپ به اين شكل بيان نشده بود. در رمان "خاكستر"، دختر علاقمند به مردي مي شود كه همسرش در بستر بيماري قرار دارد. اين دو به اميد اينكه زن او مي ميرد , با هم رابطه برقرار مي كنند و كودكي به دنيا مي آيد، اما در نهايت دختر كودك را رها مي كند و زمان ازدواج فرا مي رسد و دختري كه پسر مي خواهد با او ازدواج كند , حاضر نمي شود كه اگر پسر مادرش را پيدا كرد و خواست با او زندگي كند , با پسر ازدواج كند .
وي با اشاره به رمان "خاكستر" ادامه داد : در واقع هر چند كه پسر از اينكه مادرش او را سر راه گذاشته است، رنج مي‌‏برد، اما حاضر نيست كه او را فراموش كند. در واقع "دلددا" در آثارش خواننده را همواره در وضعيت تقابل قرار مي‌‏دهد، اما در نهايت مادر كه كارش به فساد كشيده شده است خودش را مي‌‏كشد و اين گونه راه حلي پيش روي پسر گذاشته مي‌‏شود .
بي نياز با اشاره به اينكه داستان "خاكستر" در ظاهر يك داستان عشقي ساده است، گفت‌‏: با اينكه اين داستان بسيار ساده به نظر مي رسد، اما "دلدا" در داستان‌‏هايش به بسياري از الگوها , باورها و اعتقادات سرزمينش اشاره مي كند. "دلددا" با تقابلي كه ميان دو امر دو گانه بوجود مي آورد موجب مي شود كه يكي را انتخاب كنيم كه از ديگري بهتر است. در واقع او در پست‌‏ترين انسان ها نيز فضيلت‌‏شان را به تصوير مي كشد و يكي از دلايل خوانده شدن آثار او، قرار گرفته شدن در وضعيت دو گانه است .
بلقيس سليماني :درونمايه آثار دلددا مرگ، عشق و ترديد است
در ادامه، "بلقيس سليماني" يادآور شد : من بارها درباره اينكه چرا خوانندگان ايراني به آثار "پدس" و "دلدا" اقبال نشان داده اند سخن گفته‌‏ام، اما يكي از دلايل اقبال اين نويسندگان، اين است كه "فرزانه" در ترجمه‌‏هايش گويي دوباره اين داستان ها را به فارسي مي نويسد. "فرزانه" با ترجمه "صد سال تنهايي" و پس از آن همواره دست به كار خلاقانه زده است .
وي تصريح كرد: نثر "بهمن فرزانه" بسيار ساده و روان است. او در برابر نهادهايي كه انتخاب مي كند به خوبي از فرهنگ عام بهره مي‌‏گيرد. من تنها در اين مدت به دو واژه" خوشه چيني" و" محرميت" برخوردم كه فكر مي‌‏كنم مفهوم آن با مفهوم رايج در فرهنگ ما تفاوت دارد .
نويسنده رمان "بازي آخر بانو" خاطر نشان كرد : خوشه چيني در فرهنگ ما با خلق آثار "دولت‌‏آبادي" و نويسندگاني كه به آثار روستايي گرايش دارند وارد ادبيات ما به ويژه ادبيات روستايي شده است. در فرهنگ ما، خوشه چين به كساني گفته مي شود كه پس از درو، گندم هاي بر جا مانده را جمع آوري مي كنند، اما در فرهنگ ايتاليايي خوشه چيني فصلي براي چيدن انگور است و "فرزانه" محرميت را نيز براي خلوت دو نفر گرفته است و به نظر من اين دو برابر نهاد بسيار زيبا هستند .
وي با بيان اين مطلب كه آثار "آلپادسس پدس" و "دلدا" به فضاي فرهنگي ايران نزديك است، گفت‌‏: در آثار اين دو نويسنده مي توان تصوير يك دوره تاريخي , فاصله طبقاتي و خرده مالك‌‏ها را مشاهده كنيم كه از فرهنگ ما دور نيست , در آثار اين دو نويسنده، آداب و رسوم و فرهنگ سرزمينشان نشان داده شده است و عشق در بيشتر آثار اين دو نقش محوري ايفاء مي كند و اگر محور نباشند باز هم نقش پر رنگي دارند .
سليماني با اشاره به داستان هاي "پدس" كه ساختار خطي دارند، اظهارداشت‌‏: شخصيت‌‏هاي داستان با اينكه فراز و فرودهاي بسياري را پشت سر مي‌‏گذارند، اما در نهايت به نتيجه مي‌‏رسند "پدس" هر چه كه به عمر داستان‌‏نويسي مي گذرد و عناصر داستان هايش و ساختار آثارش مدرن تر مي شود .
وي افزود‌‏: در داستان هاي "پدس" كمتر شاهديم كه يك شخصيت به شخصيت ديگر رجوع كند, داستان هاي او مرتب در مسير سارون و روم در رفت و آمد است. ساختار داستان هاي "پدس" جلوتر از "دلددا" است.
اين منتقد با اشاره به نگاه اين دو نويسنده به جامعه ايتاليا گفت‌‏: "دلدا" تصويرگر جامعه غير شهري ايتاليا و "پدس" نويسنده شهري است.اقليم , آفتاب , ابر , آسمان‌‏, خورشيد و طبيعت در آثار "دلددا" به چشم مي‌‏خورد و فضاسازي او بسيار جالب است. او در آثارش به رابطه ميان مالك و قشر زيردست مي‌‏پردازد و به رابطه طبقه بالادست و زيردست مي پردازد.
سليماني با اشاره به اينكه سه مفهوم مرگ، عشق و ترديد درونمايه آثار "دلدا" را تشكيل مي دهند، گفت‌‏: "دلدا" در بسياري از آثارش درباره درونمايه مورد نظرش حرف مي زند . "پدس" و "دلدا" هر دو مرحله‌‏اي تاريخي از ايتاليا را در آثارشان منعكس كرده اند. "پدس" از درون فضاي شهر را مي شناسد و در داستان هايش به خوبي از اين عناصر بهره مي برد. حتي در يكي از داستان هاي او، ميدان اصلي شهر رم بخشي از خود داستان است

  
نویسنده : مریم اموسی ; ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ اسفند ،۱۳۸٥